الفيض الكاشاني

120

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

را بر خود در نعمت موجود برترى دهد ايثارگر است ، هر كس چيزى نبخشد بخيل است . تمام اين سخنان در تعريف بخل حقيقت بخل و جود را برنمىگيرد ، بلكه مىگوييم : مال براى حكمت و غرضى آفريده شده كه آن دفع نياز مردم است و ممكن است انسان از خرج كردن آن در مواردى كه براى آن آفريده شده خوددارى كند و در مواردى صرف كند كه پسنديده نيست . و ممكن است كه عادلانه در آن تصرّف كند ، يعنى آنجا كه حفظ مال لازم است آن را حفظ كند و آنجا كه بخشيدن لازم است ببخشد ، بنابراين خوددارى از صرف مال در جايى كه بخشيدن لازم است بخل ، و بخشيدن در جايى كه نبايد خرج كند تبذير است ؛ و حدّ وسط آن دو ستوده است . شايسته است كه سخا و جود همان حدّ وسط باشد ، زيرا پيامبر فقط به سخا مأمور شده و به او گفته شده : لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ « 133 » خداى متعال فرمود : وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً . « 134 » بنابراين جود حدّ وسط ميان تنگ گرفتن بر عائله و بىرويّه خرج كردن و گرفتگى و دست و دل بازى است ، به اين معنى كه بخشش و خوددارى از انفاق مال را به اندازه لازم اندازه‌گيرى كند و بخشش از دل و جان و با طيب خاطر باشد و دل مخالف نباشد و تنها به بخشش با اعضاى بدن اكتفا نكند . پس اگر در جايى كه بخشيدن لازم است ببخشد و در باطن مخالف باشد و نفس خويش را به شكيبايى وادار سازد خود را به زحمت به بخشندگى واداشته و بخشنده نيست ، بلكه شايسته است كه دلش به مال وابسته نباشد ، مگر در آن جهتى كه هدف از مال است و آن خرج كردن مال در مواردى است كه لازم

--> ( 133 ) اسراء / 29 : هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن ( و ترك انفاق و بخشش مكن ) و بيش از اندازه آن را مگشا . ( 134 ) فرقان / 67 : آنها كسانى هستند كه هر گاه انفاق كنند نه اسراف مىكنند و نه سخت‌گيرى ، بلكه ميان اين دو حدّ اعتدالى دارند .